مرتضى مطهرى
362
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
معقولات اوليه معقولات اوليه چيست ؟ معقولات اوليه يعنى كلياتى كه صورت مستقيم اشياء هستند در ذهن ، و به عبارت ديگر ماهيت اشياء هستند ، به اين معنى كه : 1 . چون ذهن از راه حواس - كه اين منحصر به راه حواس است - با واقعيت اشياء به نحوى ارتباط و اتصال پيدا مىكند ، وقتى كه ارتباط و اتصال پيدا كرد تصويرى از آنها در مدارك حسى نقش مىبندد كه در باب وجود ذهنى گفتيم كه اين تصوير به نحوى وحدت ماهوى دارد با وجود عينى شىء . 2 . بعد كه به مرحلهء ادراك حسى رسيد ذهن يك عمل ديگر روى آن انجام مىدهد . به عقيدهء حكما قوهء ديگرى هست كه آن را قوهء خيال يا حافظه مىنامند . قوهء خيال قوهاى است ما فوق قوهء حس . همان عملى را كه قواى حسى با وجود عينى كرده است قوهء خيال با صورت حسى انجام مىدهد . مثلا در اثر لمس ، اين وجود عينى تصويرى در حس پيدا مىكند ولى قوهء خيال بالاتر از او ايستاده است و يك ارتباطى با اين دارد ؛ هر گاه صورت حسى در اينجا پيدا شد او در مقام خودش يك صورت ديگرى كه متناسب با خودش است از همين صورت حسى مىسازد . توجه شود كه ما نمىگوييم كه قوهء خيال عين همين صورت حسى را حفظ مىكند ، بلكه مىگوييم « مثل اين » را در ظرف خودش مىسازد ، بعد آن مثل او را در ظرف خودش نگه مىدارد . 3 . بعد كه امثال مكرر شد قوهء ديگرى كه باز او در بالاى اينها قرار گرفته است همين عملى را كه حس با عين خارجى كرد و خيال با صورت محسوسه كرد او با اين صورت خيالى انجام مىدهد ؛ يعنى از اين صورت خيالى تصويرى در نزد خودش مىگيرد باز متناسب با مقام خودش و با شأن خودش ، كه وقتى به آنجا رسيد همان مرحلهء كليت است . در همين جا بوده است كه بوعلى و خواجه يك نظريهاى داشتهاند كه بعد از طرف صدر المتألّهين رد شد . بوعلى و خواجه و امثال اينها عمل عقل را تجريد مىدانستند ؛ يعنى فكر مىكردند كه عقل همين صورت حسى را به يك نوعى تجزيه
--> استاد : بله ، اين تقسيم در معناى كلى مىآيد ، در جزئىها اين تقسيم نمىآيد .